دوپارگی اندرونی و خانه: مقدمه‌ای بر تحلیل روانکاوانه از زیبایی‌شناسی معماری

کلمات اندرونی۱ و خانه۲ تقریباً در کاربردی مشترک به جای یکدیگر بکار می­روند. هر چند زمانیکه در پی نشان ­‌دادن خانه در مقام اندرونی باشیم، با ضدیتی بنیادین در رابطه‌ی میان این دو مواجه می­‌شویم. این مطالعه به بررسی گپ پرنشدنی میان اندورنی به عنوان ابژه‌ی فانتزی‌گونِ میل و خانه به منزله­‌ی مرحله‌­ای که این فانتزی به تجلی رسیده است می­‌پردازد. با در نظرگرفتن زیبایی‌شناسی معمارانه‌­ی عصر ویکتوریایی، مدرن و پسامدرن، هدف این مطالعه نه تنها روشن ساختنِ چگونگی پاسخ‌دهی و تلاش این جنبش­ها در رابطه با پوشاندن (مخفی ساختن) گسستگی بنیادین میان اندرونی و خانه بوده، بلکه در پی شفاف­سازی این است که چرا هر یک از این زیبایی‌شناسی­‌های معمارانه لزومن به شکست منتهی می­‌شوند. همچنین این شکست با به‌کارگیری بازنمایی‌­های ادبی متعددی از خانه، از آن رو که بصیرت ویژه­‌ای از تجربه‌ی (غریب-آشنای۳) معماری و زیباشناختی‌­مان فراهم می­‌آورند، و نحوه‌­ای که ما در چنین فضاهایی به شکل روان­شناختی سکنی می­‌گزینیم، به شکل مفصل­‌تری بررسی می­‌شود.

هر چند گرایش­‌های اخیر در معماری و تکنولوژی، به شکلی رادیکال در حال تغییر رابطه‌ی ما با خانه است، تکنولوژی­‌های رسانه­‌ای‌دیجیتالیِ نوین، جهانی مجازی جهت کاوش فراهم آورده است که به شکل اساسی نگرش سنتی­‌مان را نسبت به فضاهای درونی و برونی به چالش می‌کشد. یکپارچه­‌شدن این تکنولوژی‌­ها با فضای خانگی­‌مان،  خانه را به یک «مرکز رسانه‌­ای» تبدیل کرده است. احیای جنبش خانه‌ی کوچک، منجر به بازخوانی درک ما از خانه به عنوان یک محفظه شده و در نتیجه ماهیت توهمی مرزهای میان داخل و خارج را عیان ساخته است. چنین رویکردی به مسئله‌ی اندرونی، گسستن از تلاش قبلی‌مان در به‌نمایش درآوردن خانه درسطح خیالی را آشکار می‌سازد و شکل­‌دهیِ رابطه‌ی ثمربخش‌­تری با خانه را پیشنهاد می­‌کند، به طریقی که خانه (به شکل غریب- آشنایی) خودِ فرآیند تحلیل را الگو قرار می­‌دهد.

در حریم خصوصی و عمومی: معماری مدرن به منزله‌ی رسانه‌­ای جمعی (1996)، بئاتریس کلومنیا پیشنهاد می­‌دهد که «خانه امروزه مرکزی رسانه‌­ای است و این واقعیتی است که برای همیشه فهم ما را هم از حیطه‌ی عمومی و هم از حیطه‌ی خصوصی دگرگون خواهد ساخت(210).» مادامی­که تکنولوژی­‌های دیجیتالیِ نوین اندرونی را اشباع کرده­‌اند، تحلیل تاثیر این تکنولوژی‌­ها امری ضروی است. رسانه­‌های قبلی، نظیر تلویزیون و رادیو، نفوذ امرِ بیرونی (حیطه‌ی عمومی) را به اندرونی طبیعی ساخته­‌اند، که منجر به التفات به اثرات احتمالن منفیِ مواجهه‌ی گسترده با این رسانه­‌ها شد. این التفات­‌ها اگر چه امروزه همچنان طنین انداز هستند، اما تکنولوژی­‌های رسانه‌­ای‌دیجیتالیِ مؤخر حضور رسانه در اندرونی را به فرآیندی دو سویه بدل ساخته­‌اند.

در حالیکه رسانه‌­های قدیمی، انتقالی یک­طرفه را از مخابره‌­ای برنامه‌­ریزی شده به مخاطبانش عرضه می‌­کرد (مدل ارتباطیِ کلاسیک که بیانگر انتقال پیامی از فرستنده به گیرنده است)، تکنولوژی‌­های رسانه­‌ای‌دیجیتالیِ نوین تغییراتی اساسی را با تغییر شکل از انتقالِ خطی قدیمی به انتقالی پویا و دادوستدی دوطرفه میان کاربران به­‌وجود آورده است. اکنون به میمنتِ الگوی نوینِ ارتباطی، نگرانیِ پیرامون حضورِ این تکنولوژی‌­ها در اندرونی (مسئله بیش از حد بیرون بودن در داخل)، این مسئله‌ی مضاعف را پیش‌کشیده‌ است که حالا داخل است که به بیرون تراوش می­کند. با دوباره به تصور درآوردن مرزهای میان داخل و خارج از خلال تکنولوژی­‌های رسانه‌ای‌دیجیتالی، دیوارهای خانه بیش از پیش متخلخل شده‌­اند. درنتیجه، نه تنها این رسانه‌­ها منجر به نگرانی­‌هایی در باب حریم شخصی شده­‌اند (نشت اطلاعات از داخل حیطه‌ی خصوصی به حیطه‌ی عمومی)، بلکه همچنین به طور اساسی رابطه با اندرونی را تغییر داده‌­اند.

با بررسی طبیعت رابطه­‌یمان با اندورنی و تحول آن در طول تغییرات زیباشناختی درنگاه به خانه در یک قرن اخیر، هدف مطالعه‌ی حاضر فهم این نکته است که چگونه یکپارچه­‌شدنِ تکنولوژی­‌های رسانه­‌ای‌دیجیتالی با خانه رابطه‌­یمان با اندرونی را دگرگون ساخته است. از دوران پس از جنگ همواره میل به درونی‌­سازِی تمام و کمال تکنولوژی در خانه یکی از فانتزی‌های اساسی جامعه‌ی غربی بوده است. «خانه‌ی آینده» به موضوع مکرر در فرهنگ عامه بدل شده‌است: در ژانر علمی‌تخیلی، به عنوان جاذبه­‌هایی در پارک­های تفریحی و در فیلم.

مثالی نوعی از این خانه را می­‌توان در فیلم کوتاه تبلیغاتی «به RoLL-OH واگذارش کنید»، تولید Handy (Jam) Organization در دهه 1940 دید. این فیلم اوصافی از «ماشین­‌های متفکر» ارائه می­‌کند که احتمالاً می­توان آن­ها را جایی درخانه‌ی مدرن یافت: کتری و توستر طوری برنامه­‌ریزی شده‌­اند تا غذا را به نحواحسن مهیا کنند و «فیدو-فیدر»، یک ظرف غذای تایمردار که خیال­مان را راحت می‌­کند که به سگِ خانواده به موقع غذا داده می‌­شود. در این اندورنی مدرن، زنِ خانه‌دار به شکرانه‌ی رباتِ (کنترلیِ) جدیدش که وظایف متعددی را در خانه از جمله شستن ظروف، گرفتن کلاه، تعمیر کردن و جیم شدن موقع اتمام کار انجام می­‌دهد، از زمان فراغت بیشتری لذت می­‌برد.

این ربات حتی با پاهای مکنده و دست­‌های دربازکن ارائه می­‌شود. با کمک هر یک از این ربات­‌های خدماتی، تصور می­‌کنیم که احتمالاً از وظایف ملال­‌آور و حوصله سر به زندگی مدرن رها می­‌شویم و آزادیم تا از زندگی لذت بهتری ببریم. اگرچه ما احتمالن هنوز روبات «ROLL-OH» شخصی­مان را نداریم، اما تحولات مهم زیادی در این زمینه وجود دارند که بهبود زندگی روزمره‌­مان را هدف قرارداده­‌اند. برای مثال «ظرف­شورها، ماشین­‌های لباسشویی و ربات­‌های تمیزکار همگی به عناصری طبیعی از خانه بدل شده‌­اند – البته مادامی که هرچه بیشتر چنین تکنولوژی‌هایی به بخشی از زندگی هر روزه فرد بدل می­‌شود، بسیاری از افراد در باب اینکه آیا پیشرفت­‌های تکنولوژی به خوبیِ انتظاراتی که از فانتزی دارند است یا نه مشکوک هستند. هرچند چنین نقدی به سختی می­تواند نقدی نو باشد. چنان­که فروید در تمدن و مصائب آن عنوان کرده است، «معلوم است که ما در تمدن کنونی­‌مان احساس راحتی نمی­‌کنیم، اما تصور اینکه آیا و تا چه اندازه انسانِ دوره­‌های پیشین خوشحال­تر بوده است امری بس دشوار است(736).» معمولاً چنین برخورد هیجانی‌ای زمانی به اشتراک گذاشته می­‌شود که پیرامون دستاوردهای تکنولوژیِ مدرن تأمل می­‌شود. علیرغم نوستالژیایی که فرد احتمالاً از گذشته، یا انتظاری که از آینده دارد، امکان تعیین اینکه آیا یک سناریو به سناریوی دیگر ارجحیت دارد دشوار است. شاید چیزی که می­توان از چنین تأملی حاصل کرد این است که همواره سطحی از نارضایتی در اندرونی پافشاری می­‌کند.

اگر تلاش­مان جهت تولید یک اندرونیِ بیش­تر «اندرونی شده» از خلال تغییر الگو و تغییر شکل خانه شکست خورده است، به این علت است که چنین تلاشی صرفاً متوجه نشانگانِ مسئله­‌ای ریشه­‌دار و بس عمیق‌­تر است. به منظور فهم اسباب جایگزینِ پاسخ­دهی به این نارضایتی، نه تنها تمرکز برخود این نارضایتی، بلکه تمرکز بر ریشه‌­اش در قلبِ اندرونی، امری ضروری است. به همین دلیل لازم است تا توجه ویژه‌ای را هم به شرح خانه و هم اندرونی اختصاص دهیم، چرا که پیرامون این دو مفهوم است که مابقی مفاهیم به چرخش درمی­‌آید. بررسی مناسب نقشِ خانه (که مرزهای میان برون و درون را تنظیم می‌­کند) در تولید نارضایتی‌­ای که فروید وصفش می‌کند، با چرخش از چارچوب اندرونی به چارچوب پرابلماتیکای میل امکان پذیر می­‌شود.

۱: home

۲: house

۳: uncanny

 

 

.Thorne, S. E. (2012). The Cleaving of House and Home: A Lacanian Analysis of Architectural Aesthetics

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *